وب سایت غورزه
هل تريد التفاعل مع هذه المساهمة؟ كل ما عليك هو إنشاء حساب جديد ببضع خطوات أو تسجيل الدخول للمتابعة.
المواضيع الأخيرة
» خريد بهترين و ارزان ترين ها از اينترنت
داستان حضرت موسي و دختر شعيب Emptyالإثنين أكتوبر 19, 2009 2:49 am من طرف جان بوگو

» کسب ماهيانه 500000تومان تضميني با CN3
داستان حضرت موسي و دختر شعيب Emptyالأحد سبتمبر 27, 2009 12:48 pm من طرف جان بوگو

» كسب درآمد اينترنتي در سايت مشاغل ايران
داستان حضرت موسي و دختر شعيب Emptyالأحد سبتمبر 20, 2009 5:41 pm من طرف جان بوگو

» سايت کسب در آمد اوکسين ادز
داستان حضرت موسي و دختر شعيب Emptyالأحد سبتمبر 20, 2009 5:27 pm من طرف جان بوگو

» معرفي سايت مطمن براي کسب در آمد
داستان حضرت موسي و دختر شعيب Emptyالأحد سبتمبر 20, 2009 4:51 pm من طرف جان بوگو

» حقوق ماهيانه و مادام العمر
داستان حضرت موسي و دختر شعيب Emptyالأحد سبتمبر 20, 2009 4:47 pm من طرف جان بوگو

» موبايل مجاني هديه بگيريد!! باور نمي کنيد
داستان حضرت موسي و دختر شعيب Emptyالأحد سبتمبر 20, 2009 4:40 pm من طرف جان بوگو

» ارتباط چربي حيواني با سرطان لوزالمعده
داستان حضرت موسي و دختر شعيب Emptyالأربعاء يوليو 01, 2009 7:08 pm من طرف غورزه

» بازتاب حضور رونالدو در سينماي ايران
داستان حضرت موسي و دختر شعيب Emptyالأربعاء يوليو 01, 2009 6:53 pm من طرف غورزه

ورود

كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟

أفضل 10 أعضاء في هذا المنتدى
جان بوگو
داستان حضرت موسي و دختر شعيب Vote_rcapداستان حضرت موسي و دختر شعيب Voting_barداستان حضرت موسي و دختر شعيب Vote_lcap 
غورزه
داستان حضرت موسي و دختر شعيب Vote_rcapداستان حضرت موسي و دختر شعيب Voting_barداستان حضرت موسي و دختر شعيب Vote_lcap 
joju
داستان حضرت موسي و دختر شعيب Vote_rcapداستان حضرت موسي و دختر شعيب Voting_barداستان حضرت موسي و دختر شعيب Vote_lcap 
boo aouf
داستان حضرت موسي و دختر شعيب Vote_rcapداستان حضرت موسي و دختر شعيب Voting_barداستان حضرت موسي و دختر شعيب Vote_lcap 
Admin
داستان حضرت موسي و دختر شعيب Vote_rcapداستان حضرت موسي و دختر شعيب Voting_barداستان حضرت موسي و دختر شعيب Vote_lcap 
mehran1415
داستان حضرت موسي و دختر شعيب Vote_rcapداستان حضرت موسي و دختر شعيب Voting_barداستان حضرت موسي و دختر شعيب Vote_lcap 
sood aloyoon
داستان حضرت موسي و دختر شعيب Vote_rcapداستان حضرت موسي و دختر شعيب Voting_barداستان حضرت موسي و دختر شعيب Vote_lcap 
hamidmaharaje
داستان حضرت موسي و دختر شعيب Vote_rcapداستان حضرت موسي و دختر شعيب Voting_barداستان حضرت موسي و دختر شعيب Vote_lcap 


داستان حضرت موسي و دختر شعيب

اذهب الى الأسفل

داستان حضرت موسي و دختر شعيب Empty داستان حضرت موسي و دختر شعيب

پست من طرف جان بوگو الإثنين أغسطس 04, 2008 2:24 pm

فجاءته احداهما تمشى على استحياء قالت ان ابى يدعوك ليجزيك اجر ما سقيت لنا فلما جاءه و قص عليه القصص قال لا تخف نجوت من القوم الظلمين
ناگهان يكى از آن دو ( دختر ) به سراغ او آمد در حالى كه با نهايت حيا گام بر مى داشت و گفت: پدرم از تو دعوت مى كند تا مزد سيراب كردن گوسفندان براى ما را به تو بپردازد هنگامى كه موسى نزد او سرگذشت خود را شرح داده او گفت: نترس از قوم ظالم نجات يافتى ( سوره قصص/ 25 )

شرح ماجرا
حضرت موسى على نبينا و آله و عليه السلام بعد از اينكه به نهايت رشد و بلوغ جسمى خود رسيد، مردى نيرومند و قوى هيكل شد. روزى ناگهان صداى كمك خواهى فردى مظلوم را شنيد، به طرف صدا رفت و ديد يكى از عمال فرعون در حال زور گويى به فرد مظلومى است. او نيز از موسى كمك خواست موسى نيز با آن شخص در گير شد و در اثر مشتى كه بر سينه ى او كوبيد آن شخص مرد. به همين خاطر مجبور شد سرزمين مصر را ترك گفته و به مدين برود
اين جوان پاكباز چندين روز در راه بود، راهى كه هرگز از آن نرفته بود و با آن آشنايى نداشت. براى رفع گرسنگى از گياهان بيابان و برگ درختان استفاده مى نمود و تنها به لطف پروردگار اميدوار بود و از اينكه از چنگ فرعونيان رهايى يافته خوشحال . كم كم دور نماى مدين در افق نمايان شد و موجى از آرامش در قلب او نشست. نزديك شهر رسيد، اجتماع گروهى نظر او را به خود جلب كرد. به زودى فهميد اينها شبان هايى هستند كه براى آب دادن به گوسفندان خود اطراف چاه آب جمع شده اند. هنگامى كه موسى در كنار چاه آب مدين قرار گرفت گروهى از مردم را در آنجا ديد كه چارپايان خود را سيراب مى كنند و در كنار آنها دو زن را ديد كه از گوسفندان خود مراقبت مى كنند، اما به چاه نزديك نمى شوند. وضع اين دختران با عفت كه در گوشه اى ايستاده بودند و كسى به داد آنها نمى رسيد و يك مشت شبان گردن كلفت تنها در فكر گوسفندان خود بودند و نوبت به ديگرى نمى دادند، نظر موسى را جلب كرد. نزديك آن دو آمد و گفت: كار شما چيست؟ چرا پيش نمى رويد و گوسفندان را سيراب نمى كنيد؟
دختران در پاسخ او گفتند: ما گوسفندان خود را سيراب نمى كنيم تا چوپانان همگى حيوانات خود را آب دهند و خارج شوند و ما از باقيمانده ى آب استفاده مى كنيم و براى اينكه اين سؤال براى موسى بى جواب نماند كه چرا پدر اين دختران عفيف آنها را به دنبال اين كار مى فرستد ، افزودند: پدر ما پيرمرد شكسته و سالخورده مى باشد، نه خود او قادر است گوسفندان را آب دهد و نه برادرى داريم كه اين كار را انجام دهد، براى اينكه سربار مردم نباشيم، چاره اى جز اين نيست كه اين كار را خودمان انجام دهيم
موسى از شنيدن اين سخن، سخت ناراحت شد، چه بى انصاف مردمى هستند كه فقط در فكر خويشند و كمترين حمايتى از مظلوم نمى كنند. جلو آمد، دلو سنگين را گرفت و در چاه افكند، دلوى كه مى گويند چندين نفر مى بايست آن را از چاه بيرون مى كشيدند، با قدرت بازوان نيرومندش يك تنه از چاه بيرون آورد و گوسفندان آن دو را سيراب كرد،مى گويند: هنگامى كه نزديك آمد و جمعيت را كنار زد به آنها گفت: شما چه مردمى هستيد كه به غير خودتان نمى انديشيد؟ جمعيت كنار رفتند و دلو را به او دادند و گفتند: بسم الله ! اگر مى توانى آب بكش! چرا كه مى دانستند دلو به قدرى سنگين است كه تنها با نيروى 10 نفر از چاه بيرون مى آيد. آنها موسى را تنها گذاردند ولى موسى با اينكه خسته و گرسنه و ناراحت بود، نيروى ايمان به کمک او آمد و بر قدرت جسميش افزود و با كشيدن يك دلو از چاه همه ى گوسفندان آن دو را سيراب كرد سپس به سايه روى آورد و به درگاه خدا عرض كرد .
فقال رب إنى لما أنزلت إلى من خير فقير
خدايا هر خير و نيكى بر من فرستى من به آن نيازمندم
سوره قصص آيه24
موسى در حال استراحت بود ، ديد يكى از آن دو دختر كه با نهايت حيا گام بر مى داشت و پيدا بود كه از سخن گفتن با يك جوان بيگانه شرم دارد به سراغ او آمد و تنها اين جمله را گفت: پدرم از تو دعوت مى كند تا پاداش و مزد آبى را كه از چاه براى گوسفندان ما كشيدى به تو بدهد
جان بوگو
جان بوگو
مدیر کل سایت غورزه
مدیر کل سایت غورزه

تعداد پستها : 223
Registration date : 2008-03-19

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد